دلم مرگ میخواد
هوا ابریه ...خنک ...جون میده واسه بیرون رفتن ...گفتم بریم دوچرخه سواری...مثه همیشه نیومد...منم که دخترمو و دوچرخه سواریم بسته به اینکه همیشه یکی باهام بیاد که انگار خودم بچه ام...که انگار نمیفهمم...که انگار هیچ اختیاری ندارم , واقعا هم هیچ اختیاری ندارم...هیچی . نیومد و همه ی اینها رو
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: مهراد نیکنام
تاريخ: چهارشنبه
10 خرداد
1396 ساعت: 6:09